طلاق:
طلاق رها شدن از قید نکاح است. مطابق ماده۱۱۳۳ قانون مدنی مرد میتواند هر وقت که بخواهد زن را طلاق بدهد. پس مرد برای طلاق زن، نیاز به ذکر علت ندارد هر چند که زن مخالف طلاق باشد، اما زن صرفا با شرایطی خاص امکان جدایی و طلاق از همسر خود را دارد.
طلاق بر دو قسم است :
۱-رجعی: طلاقی که حق رجوع در آن در مدت عده وجود دارد.
۲-بائن: در طلاق بائن حق رجوع برای شوهر نیست.
انواع طلاق بائن:
بنا بر ماده ۱۱۴۵ قانون مدنی در موارد ذیل طلاق بائن است:
۱-طلاق همسر باکره (طلاق قبل از نزدیکی)
۲-طلاق همسر یائسه
۳-طلاق خلع و مبارات تا زمانی که زن به عوض رجوع نکرده باشد.
۴-سومین طلاق متوالی بعد از سه مرتبه نکاح جدید یا رجوع در طلاق
طلاق خلع :
مستندا به ماده ۱۱۴۶ قانون مدنی طلاق خلع آن است که زن به واسطه کراهتی که از شوهر خود دارد در مقابل مالی که به شوهر میدهد طلاق میگیرد، اعم از اینکه مال مزبور عین مهر یا معادل آن یا بیشتر و یا کمتر از مهر باشد.
طلاق مبارات:
مستندا به ماده ۱۱۴۷ قانون مدنی طلاق مبارات حاکی از کراهت طرفینی میباشد، در این طلاق نباید عوض بیشتر از مهریه باشد.
طرح دادخواست طلاق برای تمامی انواع طلاق های ذکر شده در فوق به سه روش میباشد :
۱-طلاق از جانب زوج
۲-طلاق از جانب زوجه
۳-طلاق توافقی
دادخواست طلاق از جانب مرد:
مستندا به ماده ۱۱۳۳ قانون مدنی مرد میتواند هر وقت بخواهد زن خود را طلاق بدهد، البته اجرای صیغه طلاق موکول به پرداخت کلیه حق و حقوقات مالی ناشی از زوجیت اعم از مهریه، نفقه، نحله و یا اجرت المثل و اجرای شرط تنصیف دارایی (در صورت وجود شرایط آن) میباشد.
البته با وجود یکی از دو شرط ذیل مرد میتواند قبل از تادیه کامل حقوق فوق الذکر همسر خود را مطلقه سازد:
الف -رضایت زوجه
ب-صدور حکم قطعی اعسار نسبت به پرداخت حقوق فوق، که در این صورت مرد صرفا تا میزانی که در حکم قطعی اعسار درج گردیده حقوق فوق را نقدا پرداخت مینماید و صیغه طلاق جاری میگردد و الباقی را طی اقساط بعد از اجرای صیغه طلاق پرداخت مینماید.
دادخواست طلاق از جانب زن:
زن با وجود شرایطی خاص میتواند حتی بدون رضایت شوهر طلاق بگیرد. شروط مذکور در چهار دسته طبقه بندی شدهاند:
اول- غیبت شوهر به مدت چهار سال
دوم- نپرداختن نفقه
سوم- تحقق عسر و حرج برای زوجه
چهارم- عدم تحقق شروط ضمن عقد ازدواج
اول- غیبت شوهر :
به استناد ماده ۱۰۲۹ قانون مدنی هر گاه مرد به مدت چهار سال تمام غایب مفقود الاثر باشد زن میتواند تقاضای طلاق بنماید.
هر گاه پس از خواندن صیغه طلاق در زمان عده شوهر پیدا شود میتواند رجوع کند ولی چنانچه پس از پایان عده مرد پیدا شود حق رجوع ندارد.
دوم-عدم پرداخت نفقه:
به استناد ماده ۱۱۲۹ قانون مدنی در صورت استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجراء حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن می تواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر او را اجبار به طلاق مینماید، همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
سوم-عسر و حرج زوجه:
عسر در لغت به معنای صعوبت و مشقت و حرج نیز به معنی ضیق و تنگی است. منظور از عسر و حرج وضعیتی است که ادامه زندگی برای زوجه مشقت بار باشد. مطابق ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی در صورتی که دوام زوجیت موجب عسر و حرج زوجه باشد زن میتواند تقاضای طلاق بدهد.
تشخیص عسر و حرج بسته به هر پرونده متفاوت و به تشخیص دادگاه میباشد. البته چند مورد از مصادیق عسر و حرج در ماده ۱۱۳۰ قانون مدنی ذکر گردیده عبارت است از:
الف-ترک زندگی خانوادگی توسط زوج حداقل به مدت شش ماه متوالی یا نه ماه متناوب در مدت یکسال بدون عذر موجه.
ب-اعتیاد زوج به یکی از انواع مواد مخدر و یا ابتلای وی به مشروبات الکلی که در کنار اعتیاد دو شرط باید وجود داشته باشد اول اینکه این اعتیاد به اساس زندگی خانوادگی خلل وارد آورد و دوم عدم امکان الزام زوج به ترک اعتیاد در مدتی که به تشخیص پزشک برای ترک اعتیاد لازم بوده است.
پ-محکومیت قطعی زوج به حبس پنج سال یا بیشتر
ت-ضرب و شتم یا هرگونه سوء رفتار مستمر زوج که عرفا با توجه به وضعیت زوجه قابل تحمل نباشد.
ج-ابتلای زوج به بیماری صعب العلاج روانی یا مسری که زندگی مشترک را مختل نماید.
چهارم- عدم تحقق شروط ضمن عقد ازدواج
از سال ۱۳۶۰ به بعد دوازده شرط در ضمن عقد ازدواج ذکر میگردد که زوج و زوجه هنگام عقد ازدواج اصولا با امضای سند ازدواج (قباله) شروط مذکور را امضا مینمایند که در صورت تحقق هر یک از شرایط مذکور زن میتواند خود را مطلقه سازد:
لازم به ذکر است درج هر نوع شرط که مخالف مقتضای عقد ازدواج نباشد علاوه بر دوازده شرط مذکور جایز است.
شروط دوازده گانه عباتند از:
یک- استنکاف شوهر از پرداخت نفقه به مدت شش ماه
دو- سوء رفتار زوج به حدی که ادامه زندگی برای زوجه مقدور نباشد.
سه- ابتلای زوج به بیماری صعب العلاج به نحوی که دوام زندگی برای زوجه مخاطره انگیز باشد.
چهار- جنون زوج در مواردی که فسخ نکاح شرعا ممکن نباشد.
پنج- عدم رعایت دستور دادگاه در مواردی که زوج از انجام شغلی که به تشخیص دادگاه منافی با مصالح خانوادگی و حیثیت زوجه است منع شده است.
شش- محکومیت قطعی زوج به مجازات پنج سال حبس یا بیشتر یا محکومیت به پرداخت جزای نقدی که منتهی به پنج سال حبس یا بیشتر از آن شود.
هفت- ابتلای زوج به اعتیاد مضر به حال خانواده
هشت- زوج مدت شش ماه بدون عذر موجه زندگی خانوادگی را ترک کند.
نه- محکومیت قطعی زوج به جرمی و اجرای مجازات آن جرم برای زوج که به تشخیص دادگاه این موضوع مخالف حیثیت و شئون خانوادگی زوجه باشد.
ده- در صورتی که پس از گذشت پنج سال از زندگی مشترک زوجه به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر زوج صاحب فرزند نشود.
یازده- در صورتی که زوج مفقود الاثر شود و ظرف شش ماه از مراجعه زوجه به دادگاه پیدا نشود.
دوازده- زوج بدون اجازه همسر خود، همسر دیگری اختیار کند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار نکند.
چند نمونه از سایر شروطی که علاوه بر شروط دوازدگانه میتوان در سند نکاحیه (قباله) ذکر کرد عبارتند از:
۱-عدم ممانعت زوج از ادامه تحصیل زوجه تا هر مرحلهای که زوجه لازم بداند و یا پرداخت کلیه هزینههای تحصیل زوجه اعم از شهریه دانشگاه و غیره توسط زوج
۲-عدم ممانعت زوج از اشتغال زوجه به کار به طوری که زوجه در هر شغلی که مایل باشد بتواند اشتغال داشته باشد.
۳-تعیین محدوده و محل زندگی و یا شهری که طرفین در آن زندگی مشترک دارند با زوجه باشد.
۴-شرط وکالت زوجه بابت مراجعه به تمامی مراجع ذی صلاح جهت اخذ هرگونه مجوز خروج از کشور بدون نیاز به حضور زوج
۵-شرط وکالت زوجه در مطلقه ساختن خود از قید زوجیت بدون وقوع هیچ علتی با بذل مهریه و حقوق مالی ناشی از زوجیت و یا بدون بذل آن
۶-شرط پرداخت نفقه فرزند زوجه که حاصل ازدواج قبلی ایشان میباشد.
۷-شرط پذیرش و نگهداری فرزند زوج و یا زوجه که حاصل ازدواج قبلی ایشان میباشد در منزل مشترک
و خیل زیادی از شروط دیگر بر حسب توافق طرفین عقد (زوج و زوجه) با این شرط که خلاف مقتضای ذات عقد ازدواج نباشد.
طلاق توافقی :
طلاق توافقی در واقع همان طلاق مبارات است که بنا به توضیحات فوق الذکر ناشی از کراهت طرفینی است. اما در حکم دادگاه گاها طلاق توافقی به عنوان طلاق خلعی ذکر میگردد.
گرفتن حق طلاق از مرد:
آنچه در بین عموم مردم به عنوان گرفتن حق طلاق از مرد عنوان میشود در واقع اشتباه و تصوری غلط است و به هیچ عنوان نمیتوان حق طلاق را از مرد سلب و ساقط نمود. در واقع مرد، برای اینکه به زن نیز حقی بر مطلقه ساختن خود اعطا نماید چه هم زمان با صیغه عقد و با قید در سند نکاحیه (قباله) و چه پس از آن و با مراجعه به دفاتر اسناد رسمی نوعی وکالت در مطلقه ساختن خویش به زن میدهد و در حق مرد برای طلاق هیچ گونه تغییر یا محدودیتی ایجاد نمیگردد.
رجوع در طلاق:
رجوع در طلاق به این معنی است که مرد بدون خواندن صیغه نکاح، زن خود را که مطلقه نموده است دوباره همسر خود کند.
ذکر چند نکته در خصوص رجوع حایز اهمیت است:
۱-رجوع در طلاق رجعی صورت میگیرد و هر طلاقی که بائن نباشد رجعی است. (اقسام طلاق باین در توضیحات آمده است)
۲-رجوع صرفا در ایام عده مقدور است پس چنانچه زن و شوهر پس از ایام عده خواستار برگشت به هم باشند میبایستی مجددا صیغه نکاح بخوانند.
۳-رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل میشود که دلالت بر رجوع کند، مشروط بر اینکه با قصد رجوع باشد. (ماده ۱۱۴۹ قانون مدنی)
۴- بعد از رجوع مرد مکلف است انجام رجوع را ثبت نماید و عدم ثبت عمل رجوع ظرف یکماه پس از رجوع جرم تلقی شده و جنبه کیفری دارد. (ماده ۴۹ قانون حمایت از خانواده)
*رجوع در طلاق بائن :
اقسام طلاق بائن در همین گفتار توضیح داده شده است.
مجددا گریزی داشته باشیم به انواع طلاق بائن و بررسی نماییم آیا حق رجوع در طلاق بائن وجود دارد
۱-طلاق توافقی همانطور که گفتیم نوعی طلاق بائن و در واقع طلاق خلع یا مبارات میباشد.
طلاق خلع طلاقی بود که زن از مرد اکراه داشت و با بذل عین مهریه یا معادل آن و یا مالی کمتر و یا بیشتر از مهریه خود را از قید زوجیت مرد رها مینمود، اما در طلاق مبارات این اکراه طرفینی است و به همین علت مالی که زن به شوهر بذل مینماید نباید بیشتر از میزان مهریه باشد.
طلاق توافقی به عنوان طلاق مبارات و یا گاها خلع ثبت میگردد و با توجه به اینکه این دو طلاق هر دو از انواع طلاق بائن هستند پس در واقع رجوع در آنها معنا ندارد مگر در یک مورد و آنهم زمانی است که زن در ایام عده طلاق به آن مالی که به مرد بذل کرده رجوع نماید. (در واقع از بذل دادن مال به مرد پشیمان شود) در این صورت طلاق خلع و مبارات ایجاد شده تبدیل به طلاق رجعی میگردد و مرد نیز میتواند بگوید از طلاق رجوع نموده و انصراف خود را از طلاق اعلام نماید.
دو نوع دیگر از طلاق بائن یکی طلاق زن یائسه و دیگری طلاق زن باکره بود در این دو طلاق با توجه به اینکه پس از طلاق زن يائسه و باکره عده ندارند پس رجوع نه به مال بذل شده از طرف زن و نه رجوع به طلاق از طرف مرد معنا پیدا نمیکند.
عده چیست؟
پس از انحلال عقد نکاح اعم از دائم و یا موقت زن موظف به نگهداری عده است. بنا بر ماده ۱۱۵۰ قانون مدنی عده عبارت است از مدتی که تا انقضای آن، زنی که عقد نکاح او منحل شده نمیتواند شوهر دیگر اختیار کند.
فلسفه و هدف از ایجاد و الزام عده برای زن علاوه بر احترام به رابطه قبلی جلوگیری از اختلاط نسب است چرا که با گذراندن این مدت زمان مطمئن میشویم زن باردار نمیباشد و پس از حصول این اطمینان (گذران عده) زن اجازه ازدواج مجدد دارد. نگهداری عده علاوه بر حکم قانونی حکم شرعی نیز میباشد و آثاری شرعی و قانونی دارد.
از جمله این آثار میتوان به موارد ذیل اشاره نمود:
– خواستگاری از زنی که در ایام عده طلاق رجعی است چه صریح باشد و یا غیر صریح حرام است
– در طلاق رجعی نفقه زن بر مرد واجب است
– اگر مرد با زن در عده طلاق رجعی ازدواج کند زن و مرد بر هم حرام ابدی میشوند
و البته موارد بسیار دیگری است و وجود تفاوت هایی ظریف ما بین انواع عده و احکام آنها که در این مقال نمیگنجد.
انواع عده به شرح ذیل میباشد:
۱-عده طلاق :
الف- عده طلاق سه طهر است. (منظور از طهر پاکی بعد از عادت ماهیانه زن میباشد.)
ب- برای نگهداشتن عده طلاق دو شرط لازم است، زن یائسه نباشد و دوم اینکه زن در حین طلاق باکره نباشد و در واقع نزدیکی صورت گرفته باشد، پس بنا بر ماده ۱۱۵۵ قانون مدنی زن باکره و زن يائسه عده طلاق ندارند.
پ- عده زنی که در سن یائسه نیست اما به دلایلی عادت زنانه نمیبیند سه ماه است.
ت- عده زنی که در اثر شبهه و اشتباه با کسی نزدیکی داشته است همان عده طلاق است.
ج- عده زنی که به علت مفقود الاثر بودن شوهر خود طلاق گرفته است همان عده وفات است.
۲-عده فسخ نکاح :
الف- عده فسخ نکاح سه طهر است.
ب- برای زن یائسه و زن باکره بعد از فسخ نکاح نیازی به نگه داشتن عده نیست.
پ- عده زنی که در سن يائسگی نیست اما به دلایلی عادت زنانه نمیبیند، بعد از فسخ نکاح سه ماه است.
۳-عده در نکاح موقت :
الف- در ازدواج موقت عده به مدت دو طهر است.
ب- در خصوص زن باردار عده وضع حمل او محسوب میگردد.
پ- در خصوص زنی که به اقتضای سن عادت زنانگی نمیبیند ۴۵روز است.
4-عده وفات :
عده وفات چهار ماه و ده روز است چه عقد دائم باشد و چه موقت و استثناء این امر زن حامله است. در واقع عده زن حامله تا زمان وضع حمل است مگر اینکه فاصله بین وضع حمل و فوت شوهر کمتر از چهار ماه و ده روز باشد که زن موظف است همان چهار ماه و ده روز در عده باشد. در اصل منظور در عده زن حامله نگهداری زمان بیشتر به عنوان عده است و زن حامله موظف است زمان بیشتر را عده نگه دارد پس عده زن حامله یکی از مواعد چهار ماه و ده روز و یا وضع حمل است در واقع هر کدام بیشتر باشد را نگه میدارد. در خصوص زن يائسه و باکره نیز عده وفات همان چهار ماه و ده روز است.





